گروه فرهنگی و مذهبی بیت الحسین (ع)
امکانات جانبی

به نام خدا

استاد شهید مرتضی مطهری

شکی نیست که نوشتن مقاله ی دو صفحه ای در مورد شخصیت بزرگی مثل استاد مطهری نمی تواند خواننده را از ابعاد مختلف تفکر ومنش ایشان آگاه نماید بنابراین امید است که تشنگان معرفت واندیشه با مطالعه ی آثار ایشان به حقیقت وجود شهید مطهری پی ببرند ولی به قول شاعر :

آب دریا را اگر نتوان کشید            هم به قدر تشنگی باید چشید

13 بهمن 1299 بود که روستای فریمان( درخراسان) از به دنیا آمد نوزادی پاک سیرت به خود بالید و او کسی نبود جز (مرتضی مطهری ) . در عالم خواب به مادرش نوید داده بودند که فرزندی به دنیاخواهی آورد که به اسلام خدمات ارزنده ای می کند.

مرتضی چهارمین فرزند خانواده بود و پدرش از روحانیون مورد اعتماد خراسانی ها. سحر خیزی و انس با قرآن از یادگاری های پدرش به او بود. تفریح نوجوانان و جوانان روستای آن ها اسب سواری بود و مرتضی از بهترین سوارکاران آنجا به حساب می آمد.

ورود به حوزه علمیه

هنگامی که در 13 سالگی تصمیم گرفت به خواندن دروس طلبگی بپردازد مصادف با زمانی بود که رضا شاه با اقداماتش موجب تضعیف شدید روحانیون و دانشمندان علوم دینی شده بود تا جایی که نماز وتعلیمات دینی درمدارس ممنوع شده بود ومردم حتی حق نداشتند در خانه هایشان هم برای امام حسین (علیه السلام) مجلس روضه خوانی بگیرند. در آن زمان شرایط برای طلبه ها تا جایی سخت شده بود که پدر مرتضی برای خروج از خانه فقط شبها و آن هم مخفیانه می توانست از خانه خارج شود.

مرتضی نزدیک 2 سال در حوزه علمیه مشغول تحصیل بود که به دستور رضا خان تمام حوزه های علمیه مشهد تعطیل شد. سپس ناامیدانه به روستایشان بازگشت ولی دوباره تصمیم گرفت به طلبگی ادامه دهد واین بار در حوزه علمیه قم.

مرتضی با یک دنیا امید راهی قم شد. درسال های اول شدیدا میل به تنهایی داشت و غرق در تفکرات وسوالاتی بود که برایش پیش می آمد. در حوزه علمیه قم سیدی بود خوش سیما ونیک سیرت که با اخلاق و رفتارش دل تمام طلبه ها از جمله مرتضی را ربوده بود. اسمش سید روح ا... خمینی بود.

 مرتضی که به گفته ی خودش گمشده ی خود را درشخصیت او یافته بود جلسه اخلاق او را مشتاقانه پیگیری می کرد و شدیدا تحت تاثیر صحبت های حاج روح ا... قرار گرفته بود.کم کم با ورود ایت ا... بروجردی به حوزه علمیه قم جلسات درس ایشان و حاج روح ا... خمینی از مهمترین جلسات حوزه شده بود . مرتضی که علاقه زیادی به فلسفه داشت در درس فلسفه حاج آقا روح ا... حاضر می شد تا اینکه ایشان بنا به دلایلی دیگر فلسفه تدریس نکرد .پس از آن مرتضی با شخصیت بزرگی آشنا شد(که بعدها همه او را علامه طباطبایی  می خواندند) و شروع به تحصیل فلسفه از محظر ایشان نمود.علامه که در آن زمان هنوز برای همگان شناخته شده نبود چنان تاثیری در مرتضی گذاشت که او را دلباخته خودش کردتا جایی که مرتضی هرگاه از علامه نامی می برد بعد از آن, عبارت روحی فداه(جانم فدایش)را بر زبان می آورد.کم کم از نظر علمی مرتضی به جایی رسید که خودش نیز برای طلبه های جوان تر جلسات تدریس داشت.

دیانت و سیاست

در آن روز ها که بیشتر وقت استاد مرتضی مطهری به بحث و تدریس می گذشت ایشان از مسائل سیاسی هم آگاه بودند و با گروه فدائیان اسلام به رهبری نواب صفوی هم ارتباط داشتند.استاد نزدیک به سی سال داشت که به خواستگاری دختری در مشهد رفت و با او ازدواج کرد.پس از ازدواج بنا به دلایلی مجبور به هجرت از قم شدند و غریبانه در شهر بزرگی به نام تهران سکونت کردند.استاد یک روز در هفته نیز به قم می رفت و در جلسه درس فلسفه علامه طباطبایی حاظر می شد.حاصل این جلسات را ایشان در کتابی به نام (اصول فلسفه و روش رئالیسم)منتشر کرد که باعث حیرت همگان شد و معروفیت استاد مطهری را به همراه داشت.پس از آن در دانشگاه الهیات دانشگاه تهران به عنوان مدرس حق التدریسی به فعالیت پرداخت.شهید بهشتی و شهید باهنر از جمله کسانی بودند که استاد راهنمای آنان در دکترا استاد مطهری بود.انتشار کتاب دوم مطهری به نام داستان راستان خیلی از طرفدارانش را به تعجب واداشت چرا که این کتاب را کتابی برای نوجوانان و عموم مردم می دانستند و از او انتظار دیگری داشتند.ولی دیری نپایید که این کتاب در بین مردم بسیار محبوبیت یافت و به چاپ های متعدد رسید تا جایی که از طرف سازمان جهانی یونسکو به عنوام کتاب سال برگزیده شد.

جرقه انقلاب خمینی(ره)

در سال 1340 پس ار درگذشت دو تن از روحانیون برجسته حوزه به نام های آیت ا... بروجردی وآیت ا... کاشانی شاه به گمان اینکه دیگر مخالفی در سر راه خود ندارد اصلاحات خانمان سوز و عوام فریبانه ای به نام انقلاب سفید را به راه انداخت. این برنامه با مخالفت علمای قم و در راس آن ها آیت ا... خمینی روبرو شد اما شاه اعتنایی نکرد در حالی که برخلاف خیالات او, این اقدامات سرآغاز انقلابی شد که در نهایت به عمر نظام شاهنشاهی در ایران پایان داد.جنایت های شاه همچنان ادامه داشت تا اینکه امام خمینی در محرم آن سال با همکاری استاد مطهری و مبارزان دیگر ,بین مسئولین هیات های عزاداری امام حسین (علیه السلام) هماهنگی هایی ایجاد کرد که به سخنرانی های رسواگرانه علیه نظام شاهنشاهی انجامید.در نتیجه این اقدامات بود که مردم در روز عاشورا همراه با دسته های عزاداری و در حالی که بر روی علامت ها و در بین مردم عکس های آیت ا... خمینی به چشم می خورد از خیابان ری به طرف کاخ شاه به راه افتادند و با شعار (مرگ بر این دیکتاتور) و (خمینی بت شکن ملت طرفدار توست)لرزه بر اندام کاخ نشینان انداختند.عصر عاشورا در قم نیز آیت ا... خمینی در یک سخنرانی بسیار تند رژیم شاه و اسرائیل را به باد انتقاد گرفت.روز بعد مامورین شاه به منزل افرادی مثل امام خمینی و شهید مطهری ریحتند و آنان را به زندان منتقل کردند که سرانجام با فشار علمای بزرگ پس ار 43 روز از زندان آزاد شدند.در سال 1343 گروهی به نام (هیات های موتلفه اسلامی )به طور مخفیانه تشکیل شد.اینان در واقع همان سران هیات های مذهبی بودند و استاد مطهری به دستور امام خمینی (ره) مسئولیت نظارت بر کار های این گروه را داشت .در همان سال حسن علی منصور به سفارش آمریکا نخست وزیر شد و در اولین اقدامش لایحه کاپیتولاسیون را در مجلس به تصویب رساند که به موجب آن نزدیک به 40هزار مستشار آمریکایی در ایران مصونیت قضایی پیدا کردند.وقتی این خبر به امام خمینی رسید شدیدا ناراحت شدند و طی یک سخنرانی تندی این اقدام را توهینی به ملت بزرگ ایران دانست.پس از این اقدام ,شاه امام خمینی را به بهانه اخلال در امنیت کشور به ترکیه تبعید کرد.فضای کشور را خفقانی سخت فرا گرفته بود.در این بین جمعیت هیات های موتلفه برای شکستن این فضاراهی ندید جز از بین بردن مهره های اصلی حکومت و برای اولین قدم نخست وزیر را سزاوار اعدام دیدند.بنابراین حکم او به عنوان مفسد فی الارض از سوی آیت ا... میلانی صادر شد و آن ها منصور را جلوی مجلس شورای ملی به گلوله بستند .مردم با شنیدن خبر کشته شدن نخست وزیر با خوشحالی به خیابان ها ریختند و به پخش شیرینی پرداختند.

عمر دوباره

پس از شناسایی و دستگیری اعضای هیات های موتلفه توسط ساواک,قاضی پرونده در خلال مدارک به نام مطهری برخورد کرد ولی چون از قبل او را می شناخت شجاعانه تمام مدارک مربوط به استاد مطهری را از پرونده حذف کرد و استاد از مجازات حتمی اعدام نجات یافت و تصمیم گرفت به شکرانه این نعمت,بیش از پیش یه فعالیت های اسلامی بپردازد.

انقلاب فرهنگی

استاد مرتضی مطهری در سال 1346 به همت چند تن دیگر,موسسه حسینیه ارشاد را در خیابان شمیران تهران بنا نهاد.این حسینیه که از آن به عنوان نبض فرهنگی پایتخت می توان نام برد ,هدفش تبلیغ و نشر ایدئولوژی اسلامی بود و خیلی زود در میان مردم شهره گشت.ولی دیری نپایید که استاد مطهری به خاطر دخالت های مدیر داخلی حسینیه ارشاد که فردی مشکوک بود مجبور به استعفا گردید و به دنبال ایشان آیت ا... خامنه ای ,دکتر شریعتی و اشخاصی دیگر نیز برنامه هایشان را در این حسینیه حذف کردند.پس از آن استاد مطهری در مسجد الجواد ,کانون توحید,مسجد جاوید و مسجد ارگ به فعالیت پرداختند که همه آنها به همراه حسینیه ارشاد یکی پس از دیگری به دستور شاه تعطیل می شدند.ساواک همچنین در سال 1354 با ممنوع المنبر کردن استاد مطهری دیگر خیال خود را راحت کرد.در سال بعد نیز ایشان را مجبور به استعفا از دانشگاه کردند .اما جلساتشان همچنان در منزل خود استاد برگزار می شد و ایشان به همراه امام خمینی هفته ای دو بار هم در حوزه علمیه قم به تدریس می پرداختند.پس از چندی با انتشار خبر شهادت آیت ا... حاج مصطفی خمینی فرزند امام ,راهپیمایی هایی با هماهنگی استاد مطهری درسراسر ایران برگزار شد که موجب شد نام خمینی پس از مدت ها بار دیگر بر سر زبان ها بیفتد و مردم دوباره به خیابان ها ریخته و فریاد یا مرگ یا خمینی سر دادند. پس از آن رژیم شاه در پائیز 1357 حکومت صدام حسین را مجبور کرد تا از آیت ا... خمینی بخواهد یا دست از مبارزه بردارد یاخاک عراق را ترک کند که امام دومی را برگزید و به کویت رفت ولی دولت کویت از ترس شاه به ایشان اجازه ورود نداد .سپس امام خمینی در تصمیمی ناگهانی به دهکده نوفل لوشاتو در فرانسه تغییر مسیر داد.آنجا بود که دیگر نام خمینی محور رسانه های جهان شد.در ایران حتی نخست وزیر وقت و فرماندهان ارتش نیز می دانستند که استاد مطهری رابط امام خمینی با ایران است. استاد یکبار هم برای دیدار با امام به دهکده نوفل لوشاتو سفر کرده بود.ایشان هرچند مانند مبارزان دیگر انقلاب شهرت نداشتند اما بعد از امام عملا شخص دوم انقلاب بودند و در همه امور مشاور ایشان به حساب می آمدند.تا اینکه شبی حاج احمد خمینی از فرانسه با استاد تماس گرفتند و گفتند امام می خواهد به ایران بازگردند.

تصمیم خطرناکی بود و استاد مطهری از آن لحظه تا لحظه نشستن هواپیما دلهره ای عجیب داشتند زیرا هر لحظه اخبار ضد و نقیضی منتشر می شدمبنی بر احتمال ربودن هواپیمای امام و یا انفجار آن در آسمان و دیگر اینکه استاد مطهری مسئول کمیته استقبال از امام نیز بودند.سرانجام هواپیمای امام در فرودگاه مهرآباد بر زمین نشست و مردم در بزرگ ترین استقبال تاریخ,پس از سال ها با رهبر انقلابشان دوباره دیدار کردند و 10 روز بعد انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسید.

انتقام از یک تفکر

پس از پیروزی انقلاب اسلامی دشمنان اسلام و ایران تصمیم به انتقام گرفتند و استاد مرتضی مطهری ,این مغز متفکر نظام از نخستین قربانیان آنها بود که توسط گروهک تروریستی فرقان و  در عین بی گناهی به شهادت رسید.

زیر نور چراغ کوچه در باز شد.یک مرد روحانی و به دنبالش دو نفر دیگر بیرون آمدند.هنوز چند قدمی نرفته بودند که ناگهان کسی از تاریکی صدا زد:استاد.استاد مطهری برگشت و گفت:جانم که ناگهان صدای تیری از تاریکی برخواست .خون , از پیشانی ایشان جاری شد و استاد بر زمین افتاد.

گرچه انقلاب ما از ادامه حیات نماد تفکر و اندیشه اسلامی بی بهره شد ولی پس از او کتابهایش همچنان همدم خلوت جستجوگران حقیقت و یاریگر فیلسوفان و اندیشمندان در کشاکش بحث های علمی شد.

در آن روز بسیاری به این می اندیشیدند که : به راستی این مرتضی مطهری کیست که در سوگش مرد بزرگ و بردباری مانند امام خمینی (ره) اینچنین اشک می ریزد.

در پایان مطلب را با عبارتی از استاد مطهری مزین می نماییم:

اولین اثر ایمان مذهبی از نظر انبساط آفرینی ,خوش بینی است.فرد با ایمان خوش بین است در حالی که فرد بی ایمان ,قوانین و تشکیلات و تاسیسات کشور را فاسد و ظالمانه می داند و هرگز به فکر اصلاح خودش نمی افتد و معتقد است در جایی که زمین و آسمان بر ظلم و جور و نادرستی است ,درستی ذره ای مانند من چه اثری دارد!!

برای شادی روح تمام یاری گران دین خدا صلوات

منبع:انتشارات مدرسه-چلچراغ-کتاب زندگینامه استاد مطهری

نوشته شده در تاریخ سه شنبه سوم اردیبهشت 1392 توسط میلاد مغانلو | بدون نظر

...

طبقه بندی:

اسلامشهر.شهرک قائمیه.کوچه ی1/4دارلقرآن

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه چهاردهم فروردین 1392 توسط میلاد مغانلو | بدون نظر

...

طبقه بندی:

:"عبادت جن":

. در مورد سه گروه کلی مذهب های جن توضیح داده بودم. کافرها، مسلمانها و گروه سومی که نه کافرند و نه مسلمان. اکثریت جنها در دسته ی سوم قرار دارند. همونطور که اکثر انسانها نه کافرند و نه مسلمان کامل.

 

 همه یکسانند؟

 به هیچ وجه. جنهایی که نه مسلماند و نه کافر، گروههای اعتقادی مختلفی دارند، همونطور که بین ما انسانها هم گرایش های اعتقادی متفاوت و زیادی هست. مثلا ببینید پیروان اسلام به گروه های مختلف مثل شیعه و سنی تقسیم شدن و بعد دوباره هرکدوم از گروههای شیعه و سنی خودشون چندین زیر شاخه دارند، و در عبادات و اعتقادات و احکام با هم متفاوتند، حتی افرادی که مقلد افراد مختلف هستند، بخاطر تفاوت عقاید مرجع تقلیدهاشون، عبادات و فرایضشون رو متفاوت انجام می دن.

 بین جنها هم همین تفاوتها وجود داره. جنها هم گروههای مختلف مذهبی دارند و هرکدوم زیر شاخه های زیادی دارند و جزئیات عباداتشون یکی نیست.

 بهمین دلیل من عبادات رو بصورت کلی می گم و در جزئیات خیلی دقیق نمیشم. شما مثل همیشه در نظر داشته باشید که من از روی دیده ها و تجربیات و با استناد به حرفهای دوستانم می نویسم، نه قطعی و دقیق.

 

 جن مسلمان مثل انسان مسلمان؟

 عبادات جنها با انسانها در اصل و مفهوم یکی و در ظاهر متفاوته. جنهای مسلمان، اگر ایمانشون واقعی باشه و بخوان به فرایض دینشون عمل کنند، بخاطر محدودیتهاشون، بیشتر روی مفاهیم تکیه می کنند.

 

 نماز جن

 یعنی چی که جنها روی مفاهیم تکیه می کنند؟ مثلا مفهوم نماز در دین اسلام رو اگر تشکر از خدا بدونیم، جنها که نمی تونند بسم الله الرحمن الرحیم بگن و دقیقا مراحل نماز رو انجام بدن، از نظر ما نمازشون باطله! اما موقع اذان می تونن رو به قبله بایستند، به حالت احترام و ذکر بگن. از میانه های سوره ها شروع کنند و قسمتهایی از قرآن رو بخونند و ...

 هرکدوم از گروه های جن یکسری از کارها و ذکرها رو موقع نماز انجام میدن که بنظر خودشون درست تره. بر اساس راهنمایی هایی که از امامان اسلام گرفتند و نسل به نسل برای هم نقل کردند و بر اساس چیزهایی که در نماز انسانهای مسلمان وجود داره و غیره.

 حواستون باشه که نمیشه گفت جنها نمازشون باطله یا درست نیست. این چیزیه که خداوند می دونه با اونها، شاید نماز بعضی از این جنها از نماز بعضی انسانها هم کاملتر باشه.

 

 قرآن و جن

 در مورد قرآن خوندن جنها محدودیتهایی دارند. مثلا سوره های سجده دار، آیه الکرسی، بسم الله الرحمن الرحیم رو نمی تونن بخونند. بیشتر سوره های بدون بسم الله رو می خونند، از میانه ی سوره ها شروع می کنند و بخشهایی رو قرائت می کنند. جنها نمی تونن قرآن و کلماتش رو لمس کنند و یا از اون عبور کنند - حالا یکی می پرسه پس چطوری ورق می زنن؟! از گوشه ی کاغذش می گیرن بابا! - بنابراین جنها حرمت قرآن رو نمی تونن بشکنند.

 

 بیشتر توضیح میدم، ببینید در مورد انسان با اینکه امر به نگهداشتن حرمت قرآن شده، اما این مسئله بهش تحمیل نشده. میتونه اطلاعت یا نافرمانی کنه. اگر نافرمانی کنه سزاشو می بینه. اما جنها در اینجور موارد اختیار ندارند.

 مثلا اگر جنی بخواد به قرآن بی حرمتی کنه، لمسش کنه چی میشه؟ درجا دود میشه میره هوا؟

 نه! مسئله همینه که جن حتی اگر بخواد نمی تونه به قرآن بی حرمتی کنه. یعنی مثل این می مونه که قرآن داخل محافظ شیشه ای قرار داشته باشه و جن اصلا دستش به کلمه های قرآن نرسه.

 اما مثلا اگر جنی بیاد و دروغی در مورد قرآن بگه، چی؟ اینم بی حرمتیه. خب اینجا سزاش رو می بینه. دقیقا مثل انسان.

 

 روزه و سایر عبادات

 و درمورد احکام و عبادات دیگه، مثل روزه، جنها تقریبا محدودیت زیادی ندارند. مثلا یکروز از اذان صبح تا اذان مغرب برای رضایت و تقرب به خداوند، چیزی نمی خورند و کی می تونه بگه خداوند روزه شونو قبول نمی کنه؟؟!

 

 حلال و حرام، حجاب، احکام ارث و ...

 غیر از نماز و قرآن و روزه، بعضی از دستورات دین هست که به مسلمانها واجب شده، جنها هم محدودیتی در اون ندارند و می تونن انجام بدن، اما در جزئیاتش مشکلاتی براشون پیش میاد. مثلا موقع تقسیم ارث به روش و دستور اسلام، به اون جنی که جنسیت مختلط داره یعنی هم مرد و هم زنه، چقدر باید ارث برسه؟

 یا حلال و حرام مال و خوراکی ها رو می تونند مراعات کنند، اما باز هم اشکالاتی در جزئیاتش دارند.

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم بهمن 1390ساعت 15:16  توسط سید حامد حسینی  |  13 نظر


حجه الاسلام آقا سید محمد ابراهیم حسینی (صدر)نقل فرمودند که :من در سال1374 در روستای کرزان از توابع تویسرکان منبر می رفتم.روز تاسوعا بود. بامیزبان خود اقای محمود افشاری برای گردش به صحرا رفتیم .پدری با دوفرزندش را دیدیم که لوبیای قرمز می کاشتند.بعد از احوالپرسی سخن معجزه ائمه به میان آمد.آقای کریمی داستان جالبی نقل کرد وگفت :یکی از بچه ها به نام عباس مرد متدین ودقیق در انجام تکالیف شرعی است که با مادر وهمسر خود زندگی می کند.روزی از محل کار خود خارج شده به سوی منزل میرود در بین راه صدای دختری به گوش میرسد که ایشان را با نام صدا میزند.وقتی که بر میگردد دختری زیبا با قیافه بسیار دلفریبی را مشاهده میکند آن دختر اظهار می کند عباس من عاشق تو شدم و در خواست ازدواج با تو را دارم .عباس با شنیدن این کلام در حالی که از اتهام مردم هراسان است که در کوچه با چنین دختری مشغول صحبت گردیده گفت : من همسر و مادری در تحت تکلف خود دارم و هیچ گونه توانایی اراده دو همسر ومادرم را ندارم .دختر اظهار میکند که من از شما توقع مخارج وغیره را ندارم بلکه نیازهای مادی شما را هم هرچه باشد برطرف خواهم کرد . عباس می گوید چون نمی خواستم در جایی که مردم متوجه بودند با او صحبت کنم تا مبادا آبرویم خدشه دار شود لذا بی اعتنایی کرده و به سوی منزل روانه شدم . وقتی به منزل رسیدم دیدم جلوتر از من آمده و در منزل نشسته است .گفتم:
من تا به امروز اصلا تو را ندیده ام تو چطور ندیده عاشق من شده ای؟ گفت : من از طایفه جن هستم انسان نیستم ولی چکنم عاشق و دلباخته تو شده ام از تو تقاضای ازدواج دارم و تمام زندگی ترا تضمین میکنم که با خوشبختی زندگی کنی .عباس میگوید او هرچه اصرار می کرد من مخالفت میکردم تا اینکه گفت : عباس من میروم تو تا فردا با مادر و همسرت مشورت کن. در همین حال مادر وهمسرم نشسته بودند گفتند : گویا تو با کسی صحبت میکنی ما که غیر از تو کسی را نمی بینیم من جریان را شرح دادم مادرم گفت : عباس جن زده نشده باشی؟ آن روز گذشت فردا من طبق معمول به دکان رفته مشغول کار شدم ودر وقت همیشگی به خانه بر گشتم وقتی که وارد شدم دیدم باز آن دختر نشسته و منتظر است . بعد از سلام و جواب گفت : عباس! با مادر وهمسرت مشورت کردی؟ گفتم: دیروز من به تو گفتم من نیازی به ازدواج دوم ندارم و خواهش میکنم که دست از من بردار. او گفت : من در عشق تو بیقرارم و می سوزم استدعا میکنم با من ازدواج کنی و همین طور اصرار میکرد .گفتم : خلاصم کن من ابدا به ازدواج دوم تن نخواهم داد باز دیدم رهایم نمی کند ناچار برای خلاصی خود سیلی محکمی به صورتش زدم . نگاه به من کرد وگفت: اگر من چنین سیلی به تو بزنم زنده نخواهی ماند .در همین حال وقتی از من مایوس شد یک سیلی به من زد .دیگر نفهمیدم جریان چه شد وقتی مادر وهمسرم می بینند من نقش زمین شدم مرا به
پزشک می رسانند . ولی چون کاملا لال شده بودم از معالجه من نا امید می شوند. عباس بعد از مدت مدیدی با همین حال که قادر به سخن نبود زندگی میکند تا اینکه روزی آرزو میکند که به زیارت امام رضا (ع) نائل آید و این آرزو را با اشاره به نزدیکان خود میفهماند . مادر وهمسر و برادری که در تهران زندگی میکرد به همراه عباس به مشهد مقدس عازم میشوند . یک هفته در مشهد میمانند و هر روز به زیارت مشرف میشوند تا اینکه روزی در منزل عباس امام رضا(ع) وامام زمان (عج) را در خواب میبیند و شفای کامل پیدا میکند.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه دوازدهم فروردین 1392 توسط میلاد مغانلو | بدون نظر

...

طبقه بندی:

قائمیه،کوچه15/3پ43

نوشته شده در تاریخ شنبه بیست و ششم اسفند 1391 توسط میلاد مغانلو | بدون نظر

...

طبقه بندی:
مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Blog Skin
قالب وبلاگ